تبليغاتX
در برابر باد...
تاملاتي در اقتصاد و سياست
 سخنراني در فرهنگسراي رسانه

 

بردار دروازه باني خبر: چارچوب عملياتي آفند و پدافند خبري

واكاوي ديدگاه هاي رهبر معظم انقلاب[1]

ديروز به مناسبت روز خبرنگار به فرهنگسراي رسانه دعوت شدم تا در مورد مطالبان رهبري از اصحاب رسانه سخنراني نمايم. جلسه خوبي بود و خبرنگاران طيفهاي مختلف هم حضور داشتند.دقايق پايان برنامه به پرسش و پاسخ اختصاص يافت كه عده اي از خبرنگاران در خصوص عملكرد ايرنا سوالاتي داشتند كه فكر مي كنم پاسخهاي خوبي را به اين دوستان ارائه كردم.متن كامل سخنراني ديروز را در ادامه مطلب ملاحظه فرماييد:


ادامه يادداشت را در اينجا بخوانيد
|+| به قلم عبدالرضا داوری در یکشنبه هجدهم مرداد 1388  |
 دولت نهم و جنگ احزاب


ادامه يادداشت را در اينجا بخوانيد
|+| به قلم عبدالرضا داوری در یکشنبه دهم آذر 1387  |
 فساد گفتاری; آتش توپخانه عليه دولت

امروزه در هر محفل مردمي،  كوچه و خيابان، خانه و محل كار، مسائل اقتصادي و بحث معيشت است. حذف يارانه‌ها، طرح تحول اقتصادي، سهميه‌بندي سوخت و اظهارات اميدبخش و گلايه‌هاي خودماني و بعضاً نقدهاي تند.

 اين روند اگر چه از نظر برخي بر آيند مشكلات عمومي و تا حدودي ناخوشايند است لكن از نگاهي ديگر طرح موضوع مشكلات جامعه و مسائل مبتلا به مردم به نسبت دوره‌اي كه مباحث حاشيه‌اي سياسي، منافع حزبي و گروهي فضاي جامعه را پر كرده و مطالبات مردمي به فراموشي سپرده شده بود، فضايي مثبت و خوشايند به حساب مي‌آيد. چنانچه در آن دوره رهبر معظم انقلاب بارها فرمان مبارزه با فقر، فساد و تبعيض را صادر فرمودند تا مسير حركت كشور را در جهت صحيح و لازم هدايت كنند اما جنجال‌هاي سياسي با نطق‌هاي انحرافي و نامه‌پراكني‌هاي متعدد عليه اركان و نهادهاي نظام‌ اجازه نمي‌داند تا مجلس و دولت به مسائل اساسي كشور توجه نمايند. اين اتفاق هرگز رخ نداد تا اينكه ملت ايران با عدم اقبال به غوغا سالاران رويكرد به شعارهاي انقلاب و گفتمان عدالت و خدمتگذاري را برگزيد؛ اما از همان ابتداي شروع به كار دولت اصولگرا، سنگ‌اندازي و تخريب كه تحت عنوان نقد و انتقاد صورت مي‌گرفت، آغازيدن گرفت.

روند تخريب دولت و جوسازي‌ها به اندازه‌اي پررنگ و پرشتاب به جلو مي‌رفت كه از ماههاي ابتدايي دولت نهم، رهبر معظم انقلاب نسبت به آن هشدار دادند و فرمودند: «من تعجب مي‌كنم كساني كه ده سال سكوت كردند اينك پا به زمين مي‌كوبند كه چرا اينطور شد چرا آن طور شد.»

بي‌مهري و بي‌انصافي در نقدها بارها معظم له را بر آن داشت تا نسبت به نقد غيرمنصفانه هشدار دهند؛ اما گوش‌‌هايي كه بدهكار نبودند از آغاز فعاليت زودهنگام انتخاباتي توسط يك جناح خاص بهره‌برداري كرده و دور تازه‌اي از انتقادات را متوجه دولت و حتي نظام سياسي ساختند. آغاز اين روند كه با ميدان‌داري برخي خودي‌ها دامن زده مي‌شد نگراني تازه‌اي ايجاد نمود كه مجدداً مقام معظم رهبري در خطبه‌هاي نماز جمعه تهران در ماه مبارك رمضان از آن به عنوان رواج اخلاق بي‌انصافي در كشور ياد كردند و نسبت به آن گلايه نمودند. اوج‌گيري انتقادات مخرب و دور از انصاف برخي از شخصيت‌ها و گروه‌هاي سياسي تحت عنوان فعاليت‌هاي انتخاباتي سبب شد تا معظم له در جمع دانش‌آموزان و دانشجويان آغاز فعاليت‌هاي انتخاباتي را خلاف مصالح ملي كشور توصيف فرموده و خواستار تعديل اين وضعيت شدند.

اگرچه برخي از شخصيت‌ها و گروه‌هاي سياسي اقداماتي را جهت فروكش نمودن فضاي انتخاباتي به انجام دادند لكن فرمان آتش توپخانه عليه دولت همچنان از محافلي كه در آن گفته مي شد حتي يك نقطه مثبت در كارنامه دولت نهم وجود ندارد، ‌صادر مي‌شد. زير سؤال بردن كاركرد نظام اسلامي، روند پرشدت تخريب دولت، ارسال چراغ سبز به دشمنان، دامن زدن بر اختلافات داخلي، كند كردن حركت دولت و مجلس اصولگرا در خدمت‌رساني،‌آلوده سازي فضاي سياسي كشور، ايجاد شكاف و انشقاق در جامعه اصولگرايي و ... همه اينها و دلايلي ديگر كه از نگاه هوشمندانه مقام معظم رهبري مغفول نمانده، سبب شد تا معظم له در ديدار با دست اندركاران حج هشدار شديداللحني عليه منتقدين افراطي دولت صادر فرموده و از آن به عنوان «‌بي‌بندوباري در اظهار نظر عليه دولت» ياد كنند كه از منظر ايشان عقوبت الهي را در پيش خواهد داشت.

به نظر مي‌رسد رهنمود اخير مقام معظم رهبري در پرهیز از نقد مخرب عليه دولت و نظام ، براي همه نيروهاي دلسوز و وفادار به انقلاب و اسلام فصل الخطابي باشد تا مانع ايجاد بسترها و شرايط جهت ادامه تلاش عناصر غيرخودي و محافل و گروه‌هاي همسو با بيگانگان شوند. ضمن آن كه خواص جامعه و دستگاه‌هاي نظارتي و امنيتي نيز در اين خصوص مسئوليت دارند كه كوتاهي آنها پس از اتمام حجت رهبر معظم انقلاب توجيهي ندارد.

ملت بيدار ايران اسلامي، حنجره‌ها، زبان‌ها و قلم‌هاي هرزه و بي‌بندو باري كه در اظهارنظر عليه دولت مايل به رعايت مصالح نظام اسلامي نباشند و قصد اصلاح فساد گفتاري در جامعه را نداشته باشند را به فرموده رهبرشان مستوجب عذاب خدا و قهر مردم دانسته و عملاً در انتخابات آينده با رأي خود طرد خواهند نمود.

|+| به قلم عبدالرضا داوری در دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387  |
 بررسی آثار تخریبی بی بندوباری در گفتار

انتقاد اخير رهبر معظم انقلاب از فضاي مطبوعاتي و تبليغات سياسي کشور را بايد هشدار ايشان نسبت به آثار و پيامدهاي منفي زبان و گفتار ناروا دانست. عبارت «‌بي‌بندوباري در گفتار» بايد مورد توجه دقيق قرار گرفته و نسبت به رفع آن اقدام نمود.


يکي از ويژگي‌هاي مهم رهبران بزرگ گفتمان‌سازي است؛ خلاصه کردن جريانات سياسي، اجتماعي و فرهنگي جوامع در قالب واژه‌هايي نسبتاً دقيق و گويا و پذيرش و بکارگيري اين اصطلاحات از سوي خواص و عوام جامعه تا تبديل شدن آنها به يک گفتمان، نيازمندن تبحّر و دقت نظري است که تنها دانشمندان و فرزانگان بر آن توانايي دارند. در اين ميان رهبر معظم انقلاب اسلامي در طول دوران پربرکت زعامت خويش نشان داده‌اند که در توليد «واژگان گفتماني» همواره مبتکر و پيشتاز بوده‌اند و هوشمندانه عباراتي را وضع کرده‌اند که ضمن پذيرش و کاربرد آنها از سوي انديشمندان و عموم مردم در جامعه ايران، آثار و نتايج مثبتي را هم به همراه داشته‌ است. وضع واژگاني نظير «مردم‌سالاري ديني»، «جنبش نرم‌افزاري»،‌ «توليد علم»، «ناتوي فرهنگي»، «پيشرفت و عدالت توأمان» و ... تنها بخشي از واژگاني است که رهبر فرزانه انقلاب با ايجاد آنها به خوبي توجه و دقت صاحبنظران را نسبت به مسائل پيرامون اين عبارات برانگيخته‌اند. به عنوان نمونه اصطلاح «جنبش نرم‌افزاري و توليد علم» امروزه از حد يک اصطلاح و عبارت انتزاعي خارج شده و جريانات علمي مهمي را در کشور و در حوزه‌هاي مختلف به وجود آورده است.
اين رويکرد و توجه دقيق معظم له به گفتمان‌سازي نشان دهنده توجه ايشان به اهميت زبان و گفتار و نقش آن در ايجاد تحولات سياسي، اجتماعي و فرهنگي است. از همين رو ايشان مي‌فرمايند: «ترويج و اشاعه فرهنگ و زبان و ديگر تلاش‌هاي فرهنگي در عرصه بين‌المللي، امروزه امانتي الهي بر دوش ما و وظيفه درنگ‌ناپذيري بر عهده ما است.» (28/10/1373)
در همين راستا انتقاد اخير رهبر معظم انقلاب از فضاي مطبوعاتي و تبليغات سياسي کشور را بايد هشدار ايشان نسبت به آثار و پيامدهاي منفي زبان و گفتار ناروا دانست. ايشان به صراحت مي‌فرمايند: «در اين فضاي بي‌بندوباري در حرف زدن، در اظهارات عليه دولت، عليه کي به خاطر اغراض، اينها چيزهائي نيست که خداي متعال از اينها به آساني بگذرد.»(16/8/87)
عبارت «‌بي‌بندوباري در گفتار» بايد مورد توجه دقيق قرار گرفته و نسبت به رفع آن اقدام نمود چرا که اين عبارت به بن‌مايه و اساس يک گفتمان که زبان و گفتار باشد اشاره دارد و چنانچه بن‌مايه و اساس متکي به بي‌بندوباري و فساد باشد اولاً گفتمان‌هاي سازنده در معرض فساد قرار گرفته و ثانياً راه جهت شکل‌گيري و تولد گفتمان‌هاي جديد و البته سازنده مسدود خواهد شد. اين مسئله از نقش و اهميت زبان در فرهنگ بر مي‌خيزد که توجه به آثار و پيامدهاي بي‌بندوباري در زبان و گفتار اين نقش را روشن مي‌کند:

1- پيوند زبان با فرهنگ و هويت: زبان يکي از مهمترين عوامل هويت‌ساز هر فرد، گروه يا جامعه است که سبب تمايز افراد و جوامع از يکديگر مي‌شود. از آنجا که معاني و مفاهيم در قالب زبان شکل‌مي‌گيرند و اين شکل‌گيري منتج به ايجاد فرهنگ و هويت يک جامعه مي‌شود بنابراين بايد گفت که ملت بدون زبان فاقد هويت است. همچنين عده‌اي مي‌گويند اجتماعي که فاقد زبان و فرهنگ است زيرگام‌هاي ملل ديگر له خواهد شد اما ملتي که صاحب زبان و فرهنگ است حتي اگر اسير هم باشد باز يک ملت به شمار مي‌رود. دکتر رضا داوري در اين باره مي‌گويد: «زبان همه چيز ماست، ما زبانيم و در زبان است که آشکار يا پنهان مي‌شويم، هر جا زبان است فلسفه، علم، فکر، سياست، نظم و تعادل برقرار مي‌شود.» بر مبناي چنين اهميتي بايد گفت که بي‌بندوباري در گفتار و زبان تأثيرات مخربي بر فرهنگ عمومي جامعه گذاشته و حتي در مراحل بعدي هويت يک جامعه را خدشه‌دار مي‌کند. به کارگيري معاني و اصطلاحات نامطلوب، غيرصادقانه و بي‌اساس، فرهنگ عمومي جامعه را به سمت عدم صداقت و دورويي سوق خواهد داد و اين خود به انحطاط اخلاق اجتماعي مي‌انجامد. يعني هنجارها و ارزش‌هاي اجتماع زير سؤال رفته و منجر به هرج و مرج در جامعه مي‌شود.

2- گسترش بي‌اعتمادي مردم نسبت به مسئولين: اگر فضاي رسانه‌اي جامعه آميخته با اخبار کذب و مبهم، اغراق، مغلطه و فراموشي از مسايل اساسي کشور باشد؛ اولاً تصويري مبهم و غيرواقعي از دولت و مسئولين در ذهن مردم شکل خواهد گرفت و ثانياً افراد جامعه دچار غفلت از مسايل کلان و اساسي کشور خواهند شد. اين مسئله در تضاد روشن با تأکيدات مقام معظم رهبري مبني بر افزايش بصيرت و آگاهي مردم جامعه است.

3- اختلاط حق و باطل: بي‌بندوباري در گفتار شرايطي را فراهم مي‌کند که در آن هر رسانه و سخنراني ممکن است بدون استناد به ادلّه‌اي محکم به موضع‌گيري بپردازد. اين مسئله سبب مي‌شود تا هر سخني چهره حقانيت به خود گرفته و سخن مقابل آن باطل جلوه کند و اين اختلاط حق و باطل است. اختلاط حق و باطل رخنه‌گاه خوبي براي دشمن است. رهبرمعظم انقلاب در مواردي به اين نکته اشاره نموده‌اند که مراقب باشيم سخنان و مواضع دشمن از تريبون‌هاي کشور سر در نياورد. دشمن‌شناسي که ديگر راهبرد اساسي معظم له خطاب به مردم و مسئولين است مي‌تواند به شدت از سوي بي‌بندوباري در گفتار در محاق قرار گرفته و ارزش خود را از دست بدهد.

4- هرج و مرج در امور: برمبناي نظريه‌هاي زبان‌شناسي،‌زبان و گفتار پيوند مستقيمي با عمل دارد تا جايي که حتي عده‌اي زبان و گفتار را عامل وحدت نظر و عمل مي‌دانند. اين مسئله بدين معناست که نوع ادبيات و واژگان به کارگرفته شده در يک زبان مستقيماً رفتار افراد را تحت تأثير قرار مي‌دهد. بي‌بندوباري در گفتار مي‌توند به هرج و مرج در عمل انجاميده و امورات داخلي يک کشور را مختل کند.

5- رابطه متقابل زبان و قدرت: اين مسئله که تا حد زيادي در نتيجه پژوهش‌هاي ميشل فوکو مشخص شده است بدين معناست که نوع گفتار و ادبيات رايج در يک جامعه که شامل باورها، اعتقادات و آثار فرهنگي مکتوب آن جامعه است تأثير مستقيمي در نوع قدرت سياسي شکل گرفته در آن جامعه دارد و در نقطه مقابل، نوع قدرت سياسي بر روي زبان و گفتار جامعه تأثيرگذار است. بر اين اساس بي‌بندوباري در گفتار اگر به هرج و مرج در قدرت نينجامد حداقل راههاي نيل به قدرت را با خطراتي همچون تبليغات منفي يک گروه عليه گروه ديگر و تخريب چهره‌هاي سياسي مواجه ساخته و درگام ديگر سبب تضعيف قدرت سياسي يک کشور خواهد شد.

مجموعه پيامدهاي منفي ذکر شده هر چند در جامعه ايران به سبب وجود ايمان و اعتقادات مذهبي مي‌تواند به حداقل برسد اما حداقل اين آثار منفي هم در شرايطي که کشور و نظام اسلامي با تهاجم فرهنگي گسترده مواجه است مسئله‌اي بسيار ناخوشايند خواهد بود. از اين رو بايد هشدارهاي رهبر معظم انقلاب را که چندي پيش در باب رواج اخلاق بي‌انصافي در جامعه بيان کرده بودند به همراه تذکرات ايشان در زمينه فضاي تبليغاتي و رسانه‌اي جامعه با جديت دنبال نمود. و در جهت عملي شدن اوامر و منويات معظم له گام برداشت. تفکر پيرامون اينکه چه کنيم تا از رواج اخلاق بي‌انصافي در جامعه و بي‌بندوباري در گفتار پيشگيري نمائيم؛ گام اوليه و مهمي جهت عملي کردن منويات رهبر معظم انقلاب است.

|+| به قلم عبدالرضا داوری در دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387  |
 آنان كه مخاطب هشدار رهبري هستند

رهبر فرزانه انقلاب اسلامي  چهارشنبه گذشته در ديدار کارگزاران فرهنگي و اجرايي حج فرمودند: "اين فضاي بي بند و باري در حرف زدن و اظهارنظر عليه دولت، مسائلي نيست که خداوند به آساني از آنها بگذرد. تفضلات و رحمت الهي تا زماني است که ما مراقب گفتار، رفتار، و عملکرد خود باشيم زيرا خداوند با ما خويشاوندي ندارد. برخي کارها و ظلم ها، فتنه اي به پا مي کند که دامن همه، اعم از ظالم و غيرظالم را مي گيرد بنابراين همه بايد مراقب اظهارنظرها، تبليغات، و اقدامات خود باشند."

يكي از ويژگي هاي رهبران بزرگ اجتماعي "گفتمان سازي" است و در اين ميان حضرت آيت الله العظمي خامنه اي طي حدود بيست سال زعامت خويش نشان داده اند كه در توليد "واژگان گفتماني" همواره مبتكر و پيشتاز بوده و هوشمندانه عباراتي را وضع كردند  كه در جغرافياي سياسي و فرهنگي ايران و جهان  تاثيرات عميقي را به جاي نهاد.واژگاني نظير "مردمسالاري ديني"،"تهاجم فرهنگي"،"جنبش نرم افزاري"،"اوپك گازي"،" عقبه استراتژيك انقلاب"،"اسلامي شدن دانشگاه"،"پيشرفت و عدالت توامان"،"ناتوي فرهنگي" ، "عزت،حكمت و مصلحت به مثابه اصول سياست خارجي" و ... بخشي از واژگاني هستند كه طي ساليان گذشته از سوي رهبر فرزانه انقلاب ابداع شده و به غناي گفتمان سياسي-اجتماعي انقلاب اسلامي افزوده است.

حضرت آيت الله  خامنه اي در سالهای 1363  و 1364 نیز واژگان "ورع مطبوعاتي"  و "بي بندوباري خبري" را در مصاحبه با روزنامه هاي كيهان و اطلاعات ابداع كردند كه به نظر مي رسد ، بازخواني ديدگاههاي گذشته معظم له بتواند دلیل نگراني هاي امروز ايشان را مكشوف سازد.

حضرت آيت الله خامنه اي در مصاحبه با روزنامه كيهان مورخ 13 /10/1363 به مقوله انتقاد پرداخته و اظهار داشتند:"اولا بايد بدانيم انتقاد سازنده چيست و مرز انتقاد سازنده و انتقاد ويرانگر کجاست.ثانيا انتقاد يعني چه؟ انتقاد با عيب جويي متفاوت است و اگر از يک نيت ناسالمي منشا گرفته باشد، نمي تواند سالم و سازنده باشد.اگر شما ملاحظه مي کنيد برخي درباره ي انتقاد کردن و خوب بودن آن و يا احيانا کساني درباره مفيد نبودن آن بحث مي کنند، اين بحث آنها پيرامون همين چند نکته است نه در اصل انتقاد. به عنوان نظام جمهوري اسلامي از اوايل انقلاب احساس کرديم توانايي شنيدن انتقاد را داريم، يعني هيچ گاه مسوولان جمهوري اسلامي ايران نشان ندادند که قادر به شنيدن و تحمل انتقاد نيستند و بايد قبول کنيد فرهنگ اسلامي که جمهوري اسلامي هم متکي به آن فرهنگ است همين احساس را ايجاب مي کند. گاهي باور انتقادپذيري به سهل انگاري در مورد عملي که به نام انتقاد انجام مي گيرد تبديل مي شود و اين در حقيقت انتقاد نيست بلکه انتقام است که اين دو را بايد از همديگر جدا ساخت .ما انتظار نداريم که قلم انتقادگر يک حادثه ي زشت را بزرگ کند و زيبا جلوه دهد، اما اين انتظار وجود دارد که قلم انتقادگر آن حادثه را ذکر کند، نه تفسيري را که دوست مي دارد بر اين حادثه مترتب شود و از اين حادثه در ذهن ها نقش بندد ولو اين که آن تفسير، تفسير واقعي آن حادثه هم نباشد.روزنامه ها نبايد تصور کنند که اگر ملاحظه ي مصالح کشور را مي کنند و انتقاد را به شکل صحيح انجام مي دهند، دچار خودسانسوري شده اند.‍"

حضرت آيت الله خامنه اي سپس به  "ورع مطبوعاتي" اشاره كرده و مي فرمايند:"بعضي تصور مي کنند معناي خودسانسوري اين است که روزنامه ها به خودشان اين حق را ندهند از هر چيزي که به نظر آنها زشت است به صورت يک زشتي حقيقي و با لحني تلخ يادکنند و اگر اين حق را به خود ندادند خود سانسوري وجود دارد؛ در حالي که اين خودسانسوري نيست بلکه يک ورع حقيقي و لازم براي کسي است که کارش روشنگري و ايضاح حقايق براي مردم است.ما بايد «ورع مطبوعاتي» را با خودسانسوري اشتباه نکنيم . بنابراين من معتقدم انتقاد خوب است ولي بايد مرزها را رعايت کرد .اگر آن ورع مطبوعاتي وجود نداشته باشد، ما که ناگهان با يک ضربت، يک بارشيشه را خرد مي کنيم، آيا واقعا اين مقرون به صرفه براي مردم و نظام است که عده اي بيايند بنشينند يک آشيانه اي بسازند و بعد يک کسي به يک لگد آن را خرد کند؟ بنابراين اگر ورع مطبوعاتي نباشد، چنين فاجعه اي پيش خواهد آمد. اما اگر ورع مطبوعاتي و فرهنگي باشد، من حدس مي زنم هنگامي دست به انتقاد برده خواهد شد که تمام جوانب کار سنجيده شده باشد."

حضرت آيت الله خامنه اي حدود 6 ماه بعد در گفتگو با روزنامه اطلاعات مورخ 20/3/1364 پس از توضيح مفهوم "ورع مطبوعاتي" به مفهوم"بي بندوباري خبري" پرداخته و مي فرمايند:" تعبير ورع را بايد کاملا از خودسانسوري جدا کرد. ما آن مرزي را که بين بي بند و باري و خودسانسوري ست، ورع دانستيم؛ يعني خواستيم بگوييم چيزي که نه اين طرف است (چون مقابل خودسانسوري هم بي بند و باري ست) و نه آن طرف است.بي بندوباري هم در واقع به دو معنا ست: يکي به معني اين که هر خبري دم دست رسيد بدون توجه به عواقب و اثرات آن چاپ شود. و معني ديگر آن که مصلحت مردم در انتشار خبر مورد اهميت قرار نگيرد يا يک خبري را مغرضانه و جهت دار در يک مورد نقل کند و در مورد ديگر اين کار را نکند، که به هر حال هر دو مورد بي بند وباري نام دارد و اين نشناختن مسووليت است. ورع مطبوعاتي يعني ما خبر را بدهيم ولي کوشش کنيم در اين خبر رعايت حق و صلاح بشود؛ يعني در باب خبردهي به وادي احساسات ناپسند نيفتيم.بعضي خبرهايي كه غير قابل تبيين است قابل پخش هم نيست.بعضي از خبرها كه نياز به تبيين دارند انتشار آنها چندان لازم نيست زيرا هر حادثه اي را نمي شود با تمام جوانب آن تبيين كرد چون دشمن بيدار مي شود.وقتي دشمنان ما با تمام گوش و حواسشان د جستجوي كسب اخبار مربوط به ما –چه از طريق انتشار آنها و چه از طريق نطق و سخنراني هستند چه لزومي دارد ما اين قبيل اخبار را منتشر كنيم.گاهي از اوقات حادثه فقط براي خبر ساخته مي شود.يعني يك دستهايي مي آيند در يك گوشه ي اين كشور حادثه درست مي كنند به اين خاطر كه بتوانند آن را بزرگ جلوه دهند و براي رسانه هاي خارجي يك خبر تهيه كرده باشند. لذا آن، روزي که روزنامه هاي ما بخواهند ورع خبري داشته باشند، آن روز ما خوشحاليم.انتظار نداريم روزنامه ها معصوم باشند؛ اما کسي که در يک جايگاه بزرگ و در يک منبر عمومي قرار مي گيرد، طبيعي است که بايد از احساسات خودش دورتر باشد و حق ندارد صرفا اسير احساسات و ديدگاه هاي فردي شود، بلکه بايد بيشتر ملاحظه ي مستمعين خودش را بکند و گاهي اوقات از اين بدتر هم مشاهده مي شود، يعني دروغ درست مي شود.در يکي از روزنامه ها شرحي از يک نماينده ي مجلس از قول خبرنگاري نوشته شده بود که وقتي تحقيق کرديم ديديم دروغ بوده و در اصل نويسنده جعل کرده بود و آن شخصي که نماينده مجلس بود از سرقضيه گذشت و اغماض کرد، چون به هر حال وقتي اين طور چيزها دنبال مي شود موجب ضعف نظام خواهد شد. من اعتقاد دارم در چارچوب حفظ مصالح نظام و عدم توهين و تضعيف مسوولان جمهوري اسلامي، به قدري که نتوانند کارهايشان را انجام بدهند و در راستاي عدم غرض ورزي در نقل تحليل و گزارش بايد ميدان را براي روزنامه و روزنامه نگاري باز کرد . "

4- نكاتي كه از بيانات حضرت آيت الله خامنه اي مي توان استنتاج نمود به اين شرح است:

الف:انتقاد با عيب جويي متفاوت است.

ب:بي بندوباري خبري به اين معناست كه هر خبري دم دست رسيد بدون توجه به عواقب و اثرات آن چاپ شود

ج:معني ديگر بي بندوباري خبري آن است که مصلحت مردم در انتشار خبر مورد اهميت قرار نگيرد يا يک خبري را مغرضانه و جهت دار در يک مورد نقل کند و در مورد ديگر اين کار را نکند، و اين نشناختن مسووليت است.

د:ورع مطبوعاتي يعني در باب خبردهي به وادي احساسات ناپسند نيفتيم.

ه:ميدان انتقاد تا جايي باز باشد كه ضمن حفظ "مصالح نظام" و "عدم توهين و تضعيف" مسوولان جمهوري اسلامي ، مزاحمتي براي خدمت رساني و تداوم كارهاي دولت ايجاد نشود.

و:معيار انتشار عمومي اخبار آن است كه در اخبار منتشره نقاط ضعف نظام و انقلاب براي دشمن قابل شناسايي نباشد.

در پايان و  بر مبناي ديدگاه رهبر فرزانه انقلاب اسلامي در موضوع "ورع مطبوعاتي" چند سوال را از برخي دوستان مدعي اصولگرايي مطرح مي كنيم ، باشد كه با واكاوي اين سوالات ، تاريخ در موردمان قضاوتي عادلانه داشته باشد:

الف:آيا طي اين مدت انتقاداتي كه متوجه دولت نهم كرديد از شائبه "عيب جويي" مبرا بود؟

ب:آيا در مورد عواقب و تاثيرات اخبار منتشره خود عليه دولت و مسئولين اجرايي كمي  تامل كرده ايد ؟

ج:آيا براي پرهيز از بي بندوباري خبري ، مصلحت مردم را در انتشار خبر مورد توجه قرار داديد يا آنكه اخباري را مغرضانه و جهت دار در يک مورد نقل کرديد و در مورد مشابه ديگر از انتشار خبر سر باز زديد؟

د:آيا در باب خبردهي به وادي احساسات ناپسند نيفتاديد؟

ه:آيا در باز كردن ميدان انتقاد به حفظ "مصالح نظام" و "عدم توهين و تضعيف" مسوولان جمهوري اسلامي پايبند بوديد و مزاحمتي براي خدمت رساني و تداوم كارهاي دولت ايجاد نكرديد؟

و:آيا با انتشار عمومي اخبار و گزارش هاي خود عليه دولت ،نقاط ضعف نظام و انقلاب را براي دشمن قابل شناسايي نكرديد؟

پايبندي به هشدار رهبر معظم انقلاب در پرهيز از "بي بندوباري در اظهار نظر عليه دولت" معيار اصولگرايي است. آن دسته از مدعيان اصولگرايي که طي هفته هاي اخير بر طبل تخريب دولت کوفتند، اکنون در معرض "محک" ولايتمداري قرار دارند تا سيه روي شود هرکه در او غش باشد.

|+| به قلم عبدالرضا داوری در دوشنبه بیستم آبان 1387  |
 هشدار صریح رهبری به جبهه اصولگرایی
گلايه هاي رهبر فرزانه و مجاهد انقلاب اسلامي از فضاي بي بند و باري در حرف زدن عليه دولت" که يک روز پس از جلسه استيضاح وزير کشور بيان شد، حاوي نکات قابل تاملي است که بازخواني آنها در شرايط پيچيده امروز مي تواند راهگشا باشد.
مقام معظم رهبري روز چهارشنبه در ديدارکارگزاران فرهنگي و اجرايي حج فرمودند:"اين فضاي بي بند و باري در حرف زدن و اظهارنظر عليه دولت، مسائلي نيست که خداوند به آساني از آنها بگذرد. تفضلات و رحمت الهي تا زماني است که ما مراقب گفتار، رفتار، و عملکرد خود باشيم زيرا خداوند با ما خويشاوندي ندارد. برخي کارها و ظلم ها، فتنه اي به پا مي کند که دامن همه، اعم از ظالم و غيرظالم را مي گيرد بنابراين همه بايد مراقب اظهارنظرها، تبليغات، و اقدامات خود باشند."
اظهارات دردمندانه مقام معظم رهبري در اعتراض به فضاي مسموم تبليغاتي کشور عليه دولت، حلقه اي ديگر از تدابير معظم له براي دفاع از دولت اصولگرا است که به دليل استقامت اين دولت بر آرمانهاي امام و انقلاب بيان شده است.
حضرت آيت الله خامنه اي در شرايطي امروز از "فضاي بي بندوباري در حمله به دولت انتقاد مي نمايند که پيشتر نيز در ديدار با رييس جمهور و اعضاء هيئت وزيران، از پنجه زدن دشمنان انقلاب به صورت دولت سخن به ميان آورده و فرمودند:"دو جريان عليه دولت وجود دارد. يک جريان داخلي و يک جريان خارجي. محافل خبري دنيا مثل جنگ احزاب به راه افتاده‌اند که اين دولت را بکوبند. هدف آن هم دولت نيست، اگر چه آماج دعواها، آقاي احمدي‌نژاد و دولت است ولي هدف آن‌ها نظام است. اين خطي است که وجود دارد... در داخل هم يک طيف وسيعي است، مختلف هم هستند بعضي از روي آن است که خبري ندارند و مغرض هم نيستند، بعضي غرض‌هاي شخصي و سطحي دارند، بعضي غرض‌هاي عمقي دارند و يا کينه امام در دل دارند. آن‌هايي که از انقلاب و نظام روي برگرداندند، محصول آنها همين پنجه زدن‌ها به روي دولت است."
رهنمودهاي مداوم رهبر معظم انقلاب اسلامي در دفاع از دولت نهم، سرشار از نکته‌هاي نغز و پرمايه‌اي است که جان مردم و مسئولان را سيراب مي‌کند. فرازي از سخنان معظم له به ترسيم چشم‌انداز يک سال آتي در مواجهه مخالفان دولت با کابينه‌ي عدالت‌گرا معطوف بود.
حضرت آيت‌الله خامنه‌اي به يک موج سنگين تخريب عليه دولت اشاره کردند که سرشاخه‌هاي آن در خارج و داخل کشور با استفاده از بستر رسانه‌ها وارد عمل شده‌اند.
البته در تهاجم به دولت نهم ، تهاجم به نظام مدنظر است. نه فقط از اين رو که دولت رکن رکين نظام است. چه اين که همواره اين طور بوده است. ولي سابقه نداشته است دولتي در سال آخر فعاليت خود تا اين حد مورد تهاجم باشد. بلکه همان گونه که در بيان رهبر معظم انقلاب علت اصلي تهاجم داخلي و خارجي به دولت، رويکرد دولت در گفتمان و عملکرد، منطق و سيره و تفکر و رويه به منطق و سيره حضرت امام خميني(ره) است. از همين رو تهاجم به دولتي که بر مشي امام اصرار مي‌ورزد، انتقام‌گيري از امام راحل(ره)مي‌باشد.
نکته ظريف ديگري که در اين فراز وجود داشت، غفلت برخي از "خودي‌ها" و همراهي با مخالفان امام در تهاجم به دولت است. بر اساس آن چه حضرت آيت الله خامنه‌اي فرمودند: خودي‌ها مي‌توانند از دولت انتقاد کنند و دولت هم بايد به اين انتقادها گوش داده و به انواع وارد آن ترتيب اثر بدهد و انواع ناوارد آن را تحمل کند. اما خودي‌ها نمي‌توانند در مسابقه تضعيف دولت و تهاجم به آن مشارکت بورزند. چراکه در اين صورت تکميل‌کننده‌ي زنجيره‌اي خواهند بود که مخالفان نظام به قصد مبارزه با امام‌گرايي و مبارزه با بازگرداندن جامعه به سنت و سيره‌ي حضرت امام خميني(ره) آن را به جنبش درآورده‌اند.
براستي چه کساني مخاطب سخنان هشدار آميز امروز رهبر معظم انقلاب هستند؟ هنگامي که مقام معظم رهبري جامعه را از عقوبت الهي ايجاد فضاي بي بندو باري عليه دولت احتراز داده و مي فرمايند که:"تفضلات و رحمت الهي تا زماني است که ما مراقب گفتار، رفتار، و عملکرد خود باشيم." قطعا مخاطب ايشان را بايد در ميان کساني جست که از يک سو تابلوي اعتقاد به اصول را بر دوش مي کشند اما از سوي ديگر به فضاي بي بند وباري در اظهار نظر عليه دولت دامن مي زنند.
در واقع مخاطب هشدار امروز رهبرمعظم انقلاب ، اصولگراياني هستند که "کاتوليک تر از پاپ " شده و بنا دارند در اصولگرايي از رهبري انقلاب هم سبقت بگيرند و با ادعاي اصولگرايي به تخريب دولت بپردازند.
براي شناسايي مخاطبان هشدار امروز رهبري، کافي است برخي نطقها ، يادداشت هاي روز، تيتر هاي اول،اخبار ويژه و... را در برخي مجالس و محافل و روزنامه ها و سايت هاي خاص مرور کنيم تا دريابيم چه کساني به فضاي بي بند و باري در حرف زدن و اظهارنظر عليه دولت دامن زده اند.پايبندي به هشدار امروز رهبرمعظم انقلاب معيار اصولگرايي است.آن دسته از مدعيان اصولگرايي که طي هفته هاي اخير بر طبل تخريب دولت کوفتند اکنون در معرض "محک" ولايتمداري قرار دارند تا سيه روي شود هرکه در او غش باشد.
|+| به قلم عبدالرضا داوری در پنجشنبه شانزدهم آبان 1387  |
 چرا بايد از جريان نزديک به انقلاب حمايت کرد؟
 
مقام معظم رهبري چندي پيش از وحدت ملي، پايبندي به اصول و پيشرفت علم و فناوري به عنوان سه عنصر اصلي تأثيرگذار بر اقتدار ملي ياد کرده و پايبندي روزافزون نظام اسلامي به اصول انقلاب را بسيار مهم و موجب عزت ملي و تقويت روحيه ملت برشمردند.
معظم‌له تمسک به اصول انقلاب اسلامي و آرمان‌هاي حضرت امام(ره) را عامل اساسي پيشرفت کشور در زمينه‌هاي مختلف دانسته و با تقبيح رفتار کساني‌که از انقلابي بودن خود احساس شرمندگي مي‌کنند، مي‌فرمايند: «دشمن همواره سعي کرده است اينگونه القاء کند که با ايستادگي بر ارزش‌هاي اسلام و اصول انقلاب اسلامي، پيشرفت امکان‌پذير نيست در حالي‌که برخلاف اين القاءات، پيشرفت‌هاي عظيم کشور به واسطه ايستادگي بر شعارها و اصول بوده است.»
برهمين اساس، از منظر مقام معظم رهبري يکي از وظايف مسئولان کشور، دفاع از ارزش‌هاي انقلاب و اصول اسلامي است که در مراسم افطاري مسئولان کشور مورد اشاره ايشان قرار گرفت. ضمن آنکه معظم‌له در جمع اعضاي خبرگان رهبري بر لزوم حمايت مسئولين نظام از جريان نزديک به انقلاب تأکيد فرمودند؛ جرياني که پايبندي به اصول اسلام و دفاع از ارزش‌هاي انقلاب و آرمان‌هاي امام راحل(ره) از شاخصه‌هاي بارز آن مي‌باشد و البته هيچ گروهي براي ورود به اين عرصه منع نگرديده و هرکدام از جريانات سياسي موجود مي‌توانند براي نزديک شدن به خطوط اصلي انقلاب بر يکديگر سبقت جويند؛ اما پايبندي به اصول، لوازمي دارد که استکبار ستيزي، عدالت ورزي، رعايت مصالح عمومي جامعه، ولايتمداري و دين محوري از جمله آنهاست.
درخصوص چرايي اين تأکيد بايد به تجربه تاريخي ملت ايران به ويژه سه دهه حيات طيبه انقلاب اسلامي رجوع کرد که بيانگر نقش منفي افراد، گروه‌ها و جريان‌هاي سياسي است که در دفاع از اسلام و انقلاب مايل به پرداخت هزينه‌هاي لازم نبوده و منافع خويش را بر مصالح و منافع عمومي ترجيح داده‌اند؛ در مواضع سياسي همسو با بيگانگان حرکت کرده و حاضر به شفاف‌سازي خطوط فکري خويش با غيرخودي‌ها نبوده‌اند اين گروه‌ در عرصه اجرايي قادر به عدم تفکيک دين از سياست نبوده و عملاً وارد حوزه‌هاي لائيسم و سکولاريسم گرديده‌اند. و تلاش و توطئه‌هاي دشمنان براي نفوذ به عرصه‌هاي مديريتي نظام را توهم پنداشته و چشم بر استحاله خويش بسته‌اند؛ آنها که در دفاع از انديشه‌هاي وارداتي با جزميت پا به عرصه گذاشته اما نسبت به انديشه‌هاي بومي و فرهنگ خودي به هيچ اصولي پايبند نماندند.
حضور چنين تشکل‌ها و جرياناتي در عرصه سياسي کشور نه تنها از حيث سياسي چالش برانگيز و ناهمخوان، بلکه از جهات امنيتي نيز مخل امنيت ملي و اقتدار کشور ارزيابي مي‌شود. چنانچه براساس تعاريف نوين از امنيت ملي گفته مي‌شود: امنيت ملي به شرايطي اطلاق مي‌شود که يک ملت بتواند بدون ورود به جنگ و درگيري از آرمانها و اصول خود دفاع کرده و درصورت تحميل تهديدات نظامي قادر باشد بي‌آنکه از همه يا بخشي از ارزش‌هاي خود چشم‌پوشي کند در مقابله با دشمن بجنگد.
با اين تعريف اگر بخشي از يک ملت بدون هيچ تهديدي حاضر باشند از اصول خود بگذرند يا اصول خود را زير پا بگذارند، آيا در جهت امنيت ملي و منافع کشور حرکت کرده يا اقدام آنها مخل امنيت ملي ارزيابي مي‌گردد؟ و اساساً اگر براي ملتي اصولي باقي نماند امنيت ملي آن کشور چگونه تعريف مي‌گردد؟
براين اساس بايسته است ملت مسلمان ايران نسبت به حضور جريان‌هاي بي‌اعتقاد و سست عقيده نسبت به ارزش‌هاي اسلام و انقلاب حساس بوده و از مسئولان، گروه‌ها ، احزاب و جريانات مدافع اصول انقلاب سلامي حمايت کنند.
|+| به قلم عبدالرضا داوری در پنجشنبه نهم آبان 1387  |
 دستورالعمل راهبردي مقام معظم رهبري براي تعامل مجلس هشتم با دولت نهم
 
 در اين يادداشت به بايسته هاي نحوه تعامل مجلس با دولت بر مبناي رهنمودهاي رهبر فرزانه انقلاب اسلامي اشاراتي شده است.
"هماهنگي قواي سه‌گانه در کشورمان برعهده مقام معظم رهبري است . معظم له باتوجه به سوابقي که از کرسي‌هاي مجلس شوراي اسلامي به عنوان نماينده تهران کسب نموده و تجارب سال‌ها حضور در رأس قوه مجريه و اشراف فقهي که بر مسائل حقوق اسلامي دارند، نقائص، نارسائي‌ها و نقاط قوت و کارآمدي هريک از دستگاه‌هاي کشور را به خوبي مي‌شناسند؛ لذا رهنمودها، فرامين، راهکارها و توصيه‌هاي ايشان نه تنها واجد جنبه "امر ولايي" است بلکه بر گنجينه اي گرانقدر از تجارب کارشناسي و اجرايي معظم له نيز تکيه زده است.
از همين رو، آنچه مقام معظم رهبري در ارتباط با تعامل قواي سه‌گانه به‌ويژه مجلس و دولت ايراد فرموده‌اند به عنوان دستورالعملي راهبردي فراروي اين دستگاه‌هاست. به‌ويژه آنکه ايشان در جهت حمايت از دولت اصولگراي نهم راهکارها و توصيه‌هاي ويژه‌ايي خطاب به نمايندگان مجلس هشتم داشته‌اند که به‌عنوان الگويي براي آينده مورد اشاره قرار مي‌گيرد:

الف) همکاري با دولت نهم به عنوان يک اصل موکد

رهبر معظم انقلاب در نخستين ديداري که با نمايندگان مجلس هشتم داشتند علاوه بر توصيه‌هايي که معمولاً براي ادوار گذشته مجلس داشته و آنها را به سوي وحدت و تعامل با قواي ديگر فرامي‌‌خواندند، شرايط فعلي کشور را ويژه دانسته و همکاري بيش از پيش مجلس با دولت را خواستار شدند و فرمودند: « اکنون که بحمدالله دولت و مجلس را مردمي مؤمن و انقلابي و وفادار به ارزش‌ها و اصول اسلامي، انباشته‌اند بايد اين تعامل برادران با رعايت حقوق قانوني از هر دو سو، بيش از هميشه ديده شود. مجلس هشتم بايد براين مسئله و همکاري با دولت به عنوان يک اصل تکيه کند چرا که دولت انصافاً پرکار و خستگي ناپذير است و همان کارها و اهدافي را پيگيري مي‌کند که مجلس درپي آنست».

ب) پرهيز از رقابت با دولت و معارضه با قوا

رهبر معظم انقلاب از نمايندگان مجلس هشتم خواستند در وظيفه نظارتي خود کوتاهي نکنند اما اين وظيفه نبايد به حربه‌اي براي رقابت با دولت و يا معارضه قوا تبديل شود. معظم‌له فرمودند: « در اوج اعمال وظايف نظارتي مجلس، بايد کاملاً مراقب و هوشيار بود که اين امر، به وسيله‌اي براي معارضه قوا تبديل نشود.دو عنصر نظارت و همکاري صميمانه، در تعامل با قواي ديگر، بايد دو بخش تفکيک ناپذير باشند . مسئوليت نظارتي مجلس هرگز نبايد به دست اهمال سپرده شود. اما هرگز هم نبايد نظارت مجلس به معناي رقابت با دولت و نشنيدن نيازها و ضرورت‌ها و تنگناهاي آن شمرده شود».

ج) هماهنگي با دولت در حرف و عمل

از ديگر رهنمودهاي رهبر معظم انقلاب خطاب به نمايندگان مجلس هشتم اين بود که در عرصه جهاني، دنيا بايد از شما و دولت سخن واحدي را بشنود تا به عزم ملي کشور پي ببرند. در اين توصيه معظم‌له تأکيد فرمودند:« شما نمايندگان ملتي مؤمن و شجاع و با اراده‌ايد. اين ملت با اين ويژگي‌ها توانسته است از گردنه‌هاي دشوار عبور کند و بسي موانع طبيعي يا ساخته‌ي دشمن را پشت‌سر گذارد. انديشه و عمل شما بايد در همين جهت به کار افتد. دشمنان پرکينه و زيان طلب، اکنون در چندين جبهه از ملت ايران شکست خورده‌اند و ملت ايران بر ثبات و اقتدار و استقلال خود در برابر آن افزوده است. امروز آنان خود براين حقيقت معترفند شما بايد در کنار دولت انقلابي و مؤمن پيشاهنگ اين حرکت شجاعانه و مدبرانه باشيد؛ دنيا از همه‌ي شما سخن واحدي بشنود و تبلور عزم ملي را در حرف و عمل شما ببيند».

د) حمايت از دولت را مضاعف کنيد

مقام معظم رهبري از مجلس هشتم مطالبه ديگري را مطرح فرمودند که مؤيد تأييد دولت اصولگراي آقاي احمدي‌نژاد است و به حمايت مضاعف از اين دولت بازمي‌گردد.
چنانچه فرمودند: « محور کار و عمل در کشور و نماد داخلي و خارجي نظام جمهوري اسلامي، عمدتاً قوه‌ي مجريه است. همه بايد به آن کمک کنند و هرگاه دولتي با نشاط بيشتر و همت بالاتر و ارزشگرايي قويتر در صحنه است اين کمک بايد مضاعف گردد. متقابلاً دولت بايد مجلس قانونگذاري را رهنماي عمل خود بداند و به قوانين مجلس، يکسره پاي‌بند باشد و از آن تخلف نکند».

هـ) مراقب رخنه و نفوذ دشمن در اختلافات باشيد

از ديگر توصيه‌هاي رهبرمعظم انقلاب پرهيز هر دو قوه از اختلاف و مراقبت از نفوذ دشمن است؛ چرا که ايجاد اختلاف ميان قوا از آرزوهاي ديرين دشمنان انقلاب اسلامي است. لذا معظم‌له خواستار حل اختلافات از راه‌هاي صحيح و کارشناسي گرديده و فرمودند:« برسر دوراهي‌هاي اختلاف‌نظر کارشناساني از دو طرف، گره را بگشايند و راه درست را پيش‌پاي هر دو طرف باز کنند. ايجاد اختلاف ميان قوا و رخنه در بافت يکپارچه مجموعه قواي سه‌گانه که فرماندهي کل کشور را برعهده دارند، از آرزوهاي بزرگ و ديرينه دشمنان اسلام و ملت ايران است که گاه علناً و هم‌اکنون به‌طور غيرعلني اما کاملاً جدي پيگيري مي‌شود و بايد مراقب آن بود.»

و) تفاوت ديدگاه‌ها را با تعامل حل کنيد

مقام معظم رهبري در ادامه توصيه‌هاي موکدي که در پرهيز از اختلافات داشتند علاوه بر راهکار ايجاد کارگروه حل اختلاف، پيشنهاد ديگري مبني‌بر تدابير ميان قوه‌اي در هنگام بروز اختلاف پيرامون مسائل حقوقي و قانوني از ‌جمله بحث حدود و اختيارات مطرح فرمودند که در آن آمده است:« اگر درباره حدود اختيارات ، تفاوت ديدگاهي وجود داشته باشد مي‌توان با تعامل مسئولان قوا، و استناد به قانون اساسي، بهره‌مندي از ديدگاه کساني که در قانون اساسي، به عنوان مفسران اين قانون تعيين شده‌اند و نيز استفاده از نظر نخبگان و صاحب‌نظران، آنها را حل کرد.»
|+| به قلم عبدالرضا داوری در پنجشنبه نهم آبان 1387  |
 راه اينجاست: بازخواني راهبردهاي اقتصادي رهبر فرزانه انقلاب اسلامي

 

بیانات مقام معظم رهبري و راهبردهاي ايشان در حوزه اقتصاد از گستردگي بسيار زيادي برخوردار است که امکان پرداختن به همه جوانب آن در اين مجال فراهم نيست از اين رو ديدگاهها وتوصيه هاي راهبردي معظم له به صورت مختصر تبيين مي‌شود.
 
 

تمثال مبارك رهبر فزانه انقلاب اسلامي حضرت آيت الله خامنه اي مدظله العالي

الف)ديدگاههاي اقتصادي
1- مشکلات‌ اقتصادي‌ تهديدي براي‌ ناکارآمد جلوه‌ دادن‌ نظام‌ اسلامي‌
مقام معظم رهبري همواره بر اعتماد به نفس در انجام کارها تاکيد نموده و هشدار مي دهند که نبايد در تمام مراحل تصميم گيري و اجراي امور تحت تاثير جنگ رواني دشمن قرار گرفت. از اين رو ايشان در جمع بخشي از اصناف کشور پيرامون جنگ رواني دشمن در زمينه مسائل اقتصادي مي فرمايند «در اين بيست ‏و دو سال، کشور ما حجم تلاش مثبت و سازنده بيش از صد سالِ معمولي خود را شاهد بوده است؛ ليکن دشمنان انقلاب و نظام اسلامي، براي اين که افکار عمومي را اغوا کنند، همه آن نقاط مثبت را ناديده مي‏گيرند و چون بيکاري و تورّم و رکود تورّمي و مشکلات گوناگون اقتصادي در کشور وجود دارد؛ اينها را به رخ مي‏کشند و سعي مي‏کنند با اين شيطنت، نظام اسلامي را ناکارآمد جلوه دهند.» (10/04/1380)
2- عدم تناسب ميان تحولات اقتصادي با تحولات سياسي - اجتماعي
حضرت آيت الله خامنه اي تحولات اقتصادي بوجود آمده پس از انقلاب را متناسب با تحولات بسيار عميق سياسي – اجتماعي در کشور ندانسته وضمن گله‌مندي از اين شرايط معتقدند «البته در زمينه اقتصادي نيز کارهاي بسيار مهمي انجام شده، اما بايد با افزايش محسوس درآمد سرانه، رشد توليد ناخالص ملي – حضور در رقابتهاي اقتصادي بين المللي – رفع فقر و محروميت و برقراري عدالت، الگوي موفقي از اقتصاد به جهان عرضه مي کرديم و کارآمدي کشور در جهت رشد و رونق اقتصادي و تأمين عدالت را، برجسته‌تر به دنيا نشان مي‌داديم». (30/11/1385)
3- الگوي ايراني اسلامي در برنامه‌هاي اقتصادي

رهبر معظم انقلاب اسلامي ضمن تبيين تفاوت ديدگاه مباني غرب و اسلام نسبت به انسان و وظايف فردي و اجتماعي او، لزوم بازشناسي الگوي توسعه و مدل مورد نياز براي پيشرفت کشور را مورد تأکيد قرار دادند و تصريح کردند «پيشرفت کشور تنها بر اساس الگوي اسلامي - ايراني امکان پذير است و مهمترين وظيفه نخبگان اعم از دانشگاهي و حوزوي تنظيم نقشه جامع پيشرفت کشور براساس مباني اسلام است.غربيها در تبليغات خود، اينگونه القاء کرده اند که توسعه و پيشرفت مساوي با غربي شدن است و متأسفانه برخي از کارگزاران و نخبگان کشور نيز مدل پيشرفت را صرفاً يک مدل غربي مي دانند که اين مسئله اي غلط و خطرناک است ».( 25/02/1386)
حضرت آيت الله خامنه اي با تأکيد بر اينکه تنظيم الگوي پيشرفت کشور براساس الگوي اسلامي – ايراني يک مسئله حياتي است خاطرنشان کردند «به طور قاطع مي گويم الگوي غرب براي توسعه يک الگوي ناموفق است زيرا با وجود دستيابي کشورهاي غربي به ثروت و قدرت، ارزشهاي انساني و معنويت در اين جوامع از بين رفته اند.(همان) ايشان همچنين مي‌فرمايند« اقتصاد کشور بايد براساس‌ برنامه‌ها و سياستهايي‌ که‌ در داخل‌ کشور تنظيم‌ و ترسيم‌ شده‌، شکوفا گردد و نه‌ با تسليم‌ شدن‌ در برابر توصيه‌هاي‌ بانک‌ جهاني‌ و صندوق‌ بين‌المللي‌ پول»‌. 10/04/1380
4- افزايش ثروت ملي و برقراري عدالت اجتماعي دو پايه اقتصاد اسلامي
ايشان افزايش ثروت ملي و برقراري عدالت اجتماعي را دو پايه اساسي اقتصاد اسلامي برشمرده و تأکيد کردند «هر روش، توصيه و نسخه اقتصادي که اين دو هدف را تأمين کند مورد قبول است و هر طرح و بحث ديگري که به افزايش ثروت ملي و عدالت اجتماعي بي توجه باشد، به درد کشور و مردم نمي خورد .» (1385/11/30) معظم له يکي از راههاي افزايش ثروت ملي را سرمايه گذاري و توليد اقتصادي مي دانند «براي افزايش ثروت ملي، بايد راه سرمايه گذاري و توليد اقتصادي براي همه مردم هموار شود و نيروهاي جوان تحصيلکرده و مديران لايق بتوانند در پرتو حمايتهاي دستگاههاي مختلف، طرحهاي بزرگ و ثروت آفرين را اجرا کنند.»(همان) ايشان تأکيد دارند که رشد اقتصادي بايد همپاي عدالت در برنامه ها هميشه مورد ملاحظه قرار گيرد.
«فلسفه‏ي وجودي ما، عدالت است. اين که ما برنامه‏ي رشد اقتصادي درست کنيم و بگذاريم بعد از حاصل شدن دو، سه برنامه رشد اقتصادي، به فکر عدالت بيفتيم، منطقي نيست. رشد اقتصادي بايد همپاي عدالت پيش برود؛ برنامه‏ريزي کنند و راهش را پيدا کنند. حالا عدالت چيست؟ البته ممکن است درمعنا کردن عدالت، افرادي، کساني يا گروههايي اختلاف نظر داشته باشند؛ اما يک قدر مسلّمهايي وجود دارد: کم کردن فاصله‏ها، دادن فرصتهاي برابر، تشويق درستکار و مهار متجاوزان به ثروت ملي، عدالت را در بدنه‏ي حاکميتي رايج کردن - عزل و نصبها، قضاوتها، اظهار نظرها - مناطق دوردست کشور و مناطق فقير را مثل مرکز کشور زير نظر آوردن، منابع مالي کشور را به همه رساندن، همه را صاحب و مالک اين منابع دانستن، از قدرِ مسلّمها و مورد اتفاقهاي عدالت است که بايد انجام بگيرد.»(29/3/1385)
5- صرفه‌جويي به عنوان يک اصل
اگرچه معظم له اين توصيه را در هنگام کاهش درآمدها بيان نموده اند اما مي تواند اين موضوع به عنوان يک اصل هميشگي ميان دولت و ملت به اجرا درآيد که ثمرات زيادي در پي خواهد داشت «دولت بايد براي مسأله صرفه‏جويي که مورد توصيه است، هم براي آحاد ملت در تمامي زمينه‏ها الگو ارايه نمايد، هم در کليه مراتب و مراحل کارهاي دولت و سازمانهاي وابسته به اين امر مهم بپردازند و با توجه به کاهش درآمدها، سعي شود با برنامه‏ريزي دقيق، اولويتها شناخته شده و بر اساس اولويت نيز دنبال شود .» (09/10/1377) رهبر معظم انقلاب در اين زمينه به جنگ رواني دشمن اشاره نموده و مي‌فرمايند : «راه‌ حل‌ مشکلات‌ کشور از لحاظ اقتصادي‌ افزايش‌ توليد و کاهش‌ مصرف‌ است‌ و دشمن‌ نيز با آگاهي‌ از اين‌ مسئله‌ سياست‌هاي‌ خود را در ايجاد موانع‌ و مشکلات‌ مختلف‌ و انواع‌ خباثت‌ها در صحنه‌ خارجي‌ و نيز ترويج‌ قاچاق‌ و اجناس‌ لوکس‌ بوسيله‌ عوامل‌ داخلي‌ خود متمرکز کرده‌ است‌ اما با اين‌ وجود دولت‌ اسلامي‌ موفق‌ به‌ حل‌ بسياري‌ از مشکلات‌ شده‌ است‌ و ان‌شاءالله‌ با همراهي‌ مردم‌ و مسئولين‌ خباثت‌هاي‌ دشمن‌ بي‌اثر خواهد شد.» (08/10/1372)
6- مبارزه با مفاسد اقتصادي
ايشان‌ رشد و شکوفايي‌ در بخش‌ صنعت‌ را در گرو تدبير و مديريت‌ صحيح‌ و ايجاد امکان‌ براي‌ استفاده‌ از سرمايه‌هاي‌ مردمي‌، بدور از هرگونه‌ حرکت‌ امتياز جويانه‌ و امتيازخواهانه‌ در بخشهاي‌ دولتي‌ و خصوصي‌ دانسته و معتقدند «فساد مالي‌ و اقتصادي‌ در مسؤولان‌، موجب‌ گسترش‌ آن‌ به‌ بدنه‌ اقتصادي‌ و کل‌ کشور خواهد شد». (10/4/1380) مقام‌ معظم‌ رهبري‌ با تأکيد بر لزوم‌ جدي‌ گرفتن‌ ‌مبارزه‌ با فساد مالي‌ و اقتصادي‌ و سودهاي‌ نامشروع‌ تصريح دارند. «مبارزه‌ قاطع‌ با فساد اقتصادي‌ و مالي‌ زمينه‌ساز احساس‌ امنيت‌ براي‌ سرمايه‌گذار سالم‌ است»‌. (10/04/1380) حضرت‌ آيت‌الله‌ خامنه‌اي‌ لزوم‌ مقابله‌ فراگير و جدي‌ با پديده‌ قاچاق‌ را نيز خاطرنشان‌ و تأکيد کردند: «پديده‌ قاچاق‌ يک‌ عمل‌ خلاف‌ شرع‌، و ضربه‌ به‌ اقتصاد، هويت‌ ملي‌ و برنامه‌ريزيهاي‌ کشور است‌ که‌ در صورت‌ مقابله‌ نشدن‌ با آن‌، زمينه‌ساز تضعيف‌ توليد داخلي‌ و ترويج‌ اشتغال‌ ناسالم‌ خواهد بود».(10/04/1380) و دلايلي که براي اين کار دارند عبارت است از «پديده قاچاق و قاچاق‏فروشي، ضربه به اقتصاد و هويّت ملي کشور و همه برنامه‏ريزيهاست. اين از لحاظ شرعي، يک عمل ممنوع و حرام قطعي است؛ چون موجب افساد است. جاي مقابله با فساد قاچاق، فقط مرزها نيست. جنس قاچاق را بايد دنبال کرد، تا آنجايي که در معرض فروش قرار داده مي‏شود. جنس قاچاق، توليد داخلي را تضعيف، اشتغال ناسالم را ترويج و اشتغال سالم را محدود مي‏کند». (10/04/1380)

البته براي اينکه فساد در خصوصي سازي راه پيدا نکند، يک سري الزاماتي را مقام معظم رهبري براي دولت، مجلس و قوه قضائيه برشمرده که بايد به آن پايپند باشند «بايد مقررات را شفاف کنند، راهها را کوتاه کنند، پيچ و خمهاي اداري را کم کنند. اينکه اختيار يک فعاليت اقتصادي ناگهان برگردد به يک مأموري که پشت فلان ميز و در فلان اداره نشسته، که او بتواند بگويد آري يا نه، و سرنوشت يک کار را فراهم بکند، اين بزرگترين ضربه است. اين مأمور در معرض خطر است؛ در معرض لغزش است. بايد کاري کرد که اين، پيش نيايد. بايد قواعد، قوانين و روشها اصلاح شود و تغيير پيدا کند» . (30/11/1385)
7- بخش‌ صنعت‌پايه‌ محوري‌ توسعه‌ اقتصادي‌ کشور
ايشان‌ پايه‌ محوري‌ توسعه‌ اقتصادي‌ کشور را بخش‌ صنعت‌ دانستند و با تأکيد بر لزوم‌ اهتمام‌ و توجه‌ بيش‌ از پيش‌ مسؤولان‌ براي‌ حل‌ مشکلات‌ اين بخش مي‌فرمايند: «اميدواريم‌ دولت‌ آينده‌ به‌ مسئله‌ اقتصاد سالم‌ اهميت‌ حقيقي‌ دهد و ضمن‌ پرهيز از شعار، با جديت‌ در عمل‌ و پيگيري‌، موانع‌ توليد بهينه‌، تکميل‌ چرخه‌ صنعتي‌، صادرات‌ و سرمايه‌گذاري‌ داخلي‌ را شناسايي‌ و برطرف‌ کند».(10/04/1380)
8- خودکفايي در بخش کشاورزي
مقام‌ معظم‌ رهبري‌ با اشاره‌ به‌ وجود توانايي‌ در بخش‌ کشاورزي‌ براي‌ خودکفايي‌ در برخي‌ محصولات‌ تاکيد دارند «هدف‌ اصلي‌ در بخش‌ کشاورزي‌ بايد رسيدن‌ به‌ خودکفايي‌ در محصولات‌ اصلي‌ مورد نياز کشور باشد».(10/04/1380)
9- چگونگي ايجاد رونق اقتصادي
«آخرين اصل شکوفايي اقتصادي است؛ رسيدگي به زندگي مردم است و رسيدگي به اقتصاد کشور است ما احتياج داريم که از سرمايه‏گذاري حمايت بشود؛ کارآفريني بشود؛ توليد داخلي ترويج بشود؛ با قاچاق و فساد مجدّانه مبارزه بشود؛ اشتغال به عنوان يک مبناي اصلي و يک هدف مهم دنبال بشود؛ ثبات و شفافيت و انسجام سياستها و مقررات اقتصادي انجام بشود - مقررات اقتصادي‏اي که امروز يک چيزي بگوييم، فردا عوضش بکنيم، فايده‏اي ندارد - مقررات اقتصادي و قوانين ما بايد هم ثبات داشته باشند که مردم بتوانند روي آن برنامه‏ريزي کنند، هم بايد منسجم باشد و با هم بخواند و شفاف باشد. بازاريابي جهاني، يکي از مهمترين وظايف براي رونق اقتصادي کشور است - که جزوِ کارهايي است که ما نکرده‏ايم و جزوِ کم‏کاريهاي ماست - و اطلاع‏رساني کامل از فعاليتها و برنامه‏ها؛ البته برنامه‏هاي راهبردي اساسي کشور نبايد از نظر دور بماند؛ مسئله‏ي ذخاير ارزي مطمئن که کشور بتواند با شوکهاي اقتصادي و ارزي مقابله کند؛ تأمين منابع توليد و سرمايه‏گذاري؛ برنامه‏هاي راهبردي توليد و انتقال آب و انرژي در کشور، جزوِ مسايلي است که ما در چند سال آينده بشدت نيازمان به آنها محسوس خواهد شد؛ اينها بايستي با جديت دنبال بشود؛ اينها جزوِ همان مقوله‏ي رونق اقتصادي کشور است.»(29/3/1385)
ب)ديدگاههاي اقتصادي در پرتو سياستهاي عيني
1- تاييد طرح ساماندهي اقتصادي
وقتي که در سال 1377 حجت‏الاسلام والمسلمين خاتمي رئيس‌جمهوري وقت، در نامه‏اي به محضر رهبر معظم ‌انقلاب ‌اسلامي، از معظم‏له در مورد طرح ساماندهي اقتصاد جمهوري اسلامي در خواست رهنمود کرده است ، معظم له بر 8 اصل مهم اقتصادي صحه گذاشتندکه بيان‌کننده عملياتي‌کردن توصيه‌هاي راهبردي ايشان است:
1- نگاه اقتصادي - اجتماعي به امور اقتصادي (نه اقتصادي صرف)
2- اولويت عدالت اجتماعي
3 - مشارکت مردم
4 - اهميت و فوريت امر اشتغال
5 - امکان دسترسي همگان به فرصتها و امکانات عمومي و اقتصادي
6 - ايجاد امنيت و اطمينان براي سرمايه‏گذاري
‏ 7 - کاستن از بار تصدي دولت
‏ 8 - اجراي کامل قانون عمليات بانکي بدون ربا
در تأييد موارد فوق معظم له فرمودند:
جناب آقاي خاتمي رياست محترم جمهوري‏

«با سلام و تحيت، آنچه فوقا به عنوان سياستهاي مؤکد مذکور گشته و نيز ملاحظاتي که در ذيل آن مرقوم داشته‏ايد، تماماً درست و مورد تأييد اينجانب است». (10/5/1377)
2- ابلاغ سياستهاي کلي اصل 44 قانون اساسي
رهبر معظم انقلاب اسلامي، سياستهاي کلي اصل 44 قانون اساسي را به سران سه ‌قوه و رئيس‌ مجمع تشخيص مصلحت نظام، در مورخه 2/3/84 ابلاغ کردند. ابلاغ اين سياست‏هاي استراتژيک و بسيار مهم بر اساس بند يک اصل 110 قانون اساسي که تعيين سياستهاي‌کلي‌ نظام را پس از مشورت با مجمع ‌تشخيص مصلحت‌نظام، در حيطه اختيارات و وظايف رهبر انقلاب قرار داده است، صورت گرفته است. اصل 44 قانون اساسي که سياستهاي کلي آن در ابلاغيه مقام معظم رهبري، مشخص شده است نظام اقتصادي ايران را به سه بخش دولتي، تعاوني و خصوصي متکي مي‏سازد و حدود هر بخش را مشخص مي‏کند، اهدافي که مقام معظم رهبري از ابلاغ اصل 44 دنبال مي کردند عبارتند از:
- شتاب بخشيدن به رشد اقتصاد ملي.
- گسترش مالکيت در سطح عموم مردم به‏منظور تأمين عدالت اجتماعي.
- ارتقاء کارآيي بنگاههاي اقتصادي، و بهره‏وري منابع‌مادي و انساني و فناوري.
- افزايش رقابت‏پذيري در اقتصاد ملي.
- افزايش سهم بخشهاي خصوصي و تعاوني در اقتصاد ملي.
- کاستن از بار مالي و مديريتي دولت در تصدي فعاليتهاي اقتصادي.
- افزايش سطح عمومي اشتغال.
- تشويق اقشار مردم به پس انداز و سرمايه‏گذاري و بهبود درآمد خانوارها. (2/3/84)
حضرت آيت الله خامنه اي رهبر معظم انقلاب اسلامي پس از دو سال از ابلاغ اين اصل در ديدار مسئولان و دست اندرکاران اجراي سياستهاي کلي اصل 44، تلاش براي عملي شدن اين سياستهاي تحول آفرين را نوعي جهاد خواندند و با اشاره به سابقه ابلاغ سياستهاي کلي اصل 44 در دو مرحله در اول خرداد 1384 و يازدهم تير1385، اقدامات انجام گرفته براي اجراي اين سياستها را رضايت‌بخش ندانستند و خاطرنشان کردند« اين مشکل از بي توجهي به نقش سياستهاي اصل 44 در ايجاد تحول عظيم اقتصادي در کشور ناشي شده و يا به علت برداشت هاي مختلف و نرسيدن به يک درک مشترک در بخشها و دستگاههاي مختلف به وجود آمده است». (30/11/1385) ايشان در ادامه به آزاد شدن دولت از فعاليت‌هاي اقتصادي غيرضرور، تکيه بر تعاون و حمايت از شرکت‌هاي تعاوني، پرداختن دولت به نقش «حاکميتي، سياستگذاري و هدايت» را مهم‌ترين اهداف اين سياست‌ها اعلام نمودند.
|+| به قلم عبدالرضا داوری در پنجشنبه نهم آبان 1387  |
 انتقام گيري از امام دليل تهاجم به دولت نهم
 

بيانات راهبردي و راهگشاي رهبر فرزانه و مجاهد انقلاب اسلامي در ديدار با رييس جمهور و اعضاء هيئت دولت حاوي نکات نغز و قابل تاملي است که تلاش خواهم نمود نسبت به تحليل و تبيين مواضع اخير معظم له اقدام نمايم:

"دو جريان عليه دولت وجود دارد. يک جريان داخلي و يک جريان خارجي. محافل خبري دنيا مثل جنگ احزاب به راه افتاده‌اند که اين دولت را بکوبند. هدف آن هم دولت نيست، اگر چه آماج دعواها، آقاي احمدي‌نژاد و دولت است ولي هدف آن‌ها نظام است. اين خطي است که وجود دارد... در داخل هم يک طيف وسيعي است، مختلف هم هستند بعضي از روي آن است که خبري ندارند و مغرض هم نيستند، بعضي غرض‌هاي شخصي و سطحي دارند، بعضي غرض‌هاي عمقي دارند و يا کينه امام در دل دارند. آن‌هايي که از انقلاب و نظام روي برگرداندند، محصول آنها همين پنجه زدن‌ها به روي دولت است."
ديدار هيئت دولت با رهبر معظم انقلاب اسلامي، سرشار از نکته‌هاي نغز و پرمايه‌اي بود که جان مردم و مسئولان را سيراب مي‌کرد. فرازي از اين ديدار به ترسيم چشم‌انداز يک سال آتي در مواجهه مخالفان دولت با کابينه‌ي عدالت‌گرا معطوف بود.
در اين ديدار حضرت آيت‌الله العظمي خامنه‌اي به يک موج سنگين تخريب عليه دولت اشاره کردند که سرشاخه‌هاي آن در خارج و داخل کشور با استفاده از بستر رسانه‌ها وارد عمل شده‌اند.
البته در تهاجم به دولت نهم ، تهاجم به نظام مدنظر است. نه فقط از اين رو که دولت رکن رکين نظام است. چه اين که همواره اين طور بوده است. ولي سابقه نداشته است دولتي در سال آخر فعاليت خود تا اين حد مورد تهاجم باشد. بلکه همان گونه که در بيان رهبر معظم انقلاب علت اصلي تهاجم داخلي و خارجي به دولت، رويکرد دولت در گفتمان و عملکرد، منطق و سيره و تفکر و رويه به منطق و سيره حضرت امام خميني(ره) است. از همين رو تهاجم به دولتي که بر مشي امام اصرار مي‌ورزد، انتقام‌گيري از امام راحل(ره)مي‌باشد.
نکته ظريف ديگري که در اين فراز وجود داشت، غفلت برخي از "خودي‌ها" و همراهي با مخالفان امام در تهاجم به دولت است. بر اساس آن چه حضرت آيت الله العظمي خامنه‌اي فرمودند: خودي‌ها مي‌توانند از دولت انتقاد کنند و دولت هم بايد به اين انتقادها گوش داده و به انواع وارد آن ترتيب اثر بدهد و انواع ناوارد آن را تحمل کند. اما خودي‌ها نمي‌توانند در مسابقه تضعيف دولت و تهاجم به آن مشارکت بورزند. چراکه در اين صورت تکميل‌کننده‌ي زنجيره‌اي خواهند بود که مخالفان نظام به قصد مبارزه با امام‌گرايي و مبارزه با بازگرداندن جامعه به سنت و سيره‌ي حضرت امام خميني(ره) آن را به جنبش درآورده‌اند.
|+| به قلم عبدالرضا داوری در پنجشنبه نهم آبان 1387  |
 نگراني رهبري از رواج "اخلاق بي‌انصافي"
 
رهبر معظم انقلاب با اشاره به بي‌انصافي‌هايي که در اظهارنظرهاي انتقادي عليه دولت صورت ي‌گيرد اين روند را حرکتي شبيه کشورهاي غربي عنوان فرمودند و از رواج اخلاق تخريب و بي‌انصافي ابراز نگراني نمودند.

«مردم بايد احساس آرامش و امنيت سياسي- رواني کنند اما دشمن سعي مي‌کند با ايجاد التهاب اين آرامش را بزدايد و متاسفانه برخي در داخل نيز نادانسته اين التهاب را افزايش مي‌دهند.»
لزوم احساس آرامش سياسي و رواني مردم، تلاش دشمن براي التهاب آفريني و همراهي برخي اشخاص و گروه‌ها با دشمن، سه محور اساسي در اين فراز از فرمايشات مقام معظم رهبري است که در خطبه‌هاي نماز جمعه تهران (29/6/87) ايراد فرمودند. آنچه به عنوان مصاديق التهاب‌آفريني در شرايط فعلي از سوي رهبر معظم انقلاب مطرح شده تا حد زيادي به برخي از انتقاداتي مربوط مي شود که غير منصفانه و تحت پوشش برداشت‌هاي تبليغاتي و انتخاباتي از هم‌اکنون آغاز شده و روند آن مي‌تواند منشاء التهابات فراوان دربين مردم شود.
رهبر معظم انقلاب با اشاره به بي‌انصافي‌هايي که در اظهارنظرهاي انتقادي عليه دولت صورت مي‌گيرد اين روند را حرکتي شبيه کشورهاي غربي عنوان فرمودند و از رواج اخلاق تخريب و بي‌انصافي ابراز نگراني نمودند. رواج اخلاق بي‌انصافي در هر جامعه‌اي مي‌تواند مخاطرات فراواني در پي داشته باشد که نخستين آنها دلزدگي مردم نسبت به خود طراحان و مروجين چنين اخلاقي است. چنانچه رهبر معظم انقلاب خطاب به افراد، مسئولان و همه جناحهاي سياسي فرمودند: «نخبگان و سياسيون بهتر است اين واقعيت را در نظر داشته باشند که مردم نيز از اين اخلاق ناراضي هستند و به دور از حرفهاي مخرب، آگاهانه تصميم مي‌گيرند.»
اين فرمايش مقام معظم رهبري با تکبير گرم نمازگزاران حاضر مواجه شد که به نمايندگي از ملت ايران،‌ در واقع انزجار خود را از اخلالگران امنيت سياسي و رواني اعلام داشته و از هم‌اکنون نشان دادند که اين شيوه جهت جلب آراء مردم ناپسند و مردود است و مردم به چنين افراد و گروه‌هايي اقبال نشان نخواهند داد. عارضه روحي که رواج اخلاق بي‌انصافي در پي دارد اين است که هر دولت، هر رئيس جمهور و هر نماينده‌اي که از طرف ملت برگزيده شود صرف نظر از آنکه خود از منتقدان بي‌انصاف بوده يا نه، در معرض اينگونه انتقادات قرار خواهد داشت. از اين رو، بازنده چنين رقابت‌هايي نه يک فرد و گروه بلکه جامعه‌اي است که مديرانش يکي پس از ديگري خلع يد شده و نهايتاً عملکرد کل مجموعه دولت و نظام زير سوال مي‌رود. لذا امنيت سياسي و رواني جامعه به عنوان يک نياز بايد در اولويت کاري مسئولان و نخبگان کشور قرار گيرد.
جامعه ملتهب نه تنها بستر مناسبي براي فعاليت نخبگان و احزاب سياسي نيست بلکه التهاب‌هاي متعدد و مکرر در درازمدت بي‌حسي اجتماعي را به دنبال مي‌آورد که نسبت به موارد بحران واقعي نيز واکنش مناسبي از خود نشان نمي‌دهد. بر اين اساس نخبگان جامعه و اشخاصي که در ترويج فرهنگ بي‌انصافي نقش دارند در برابر اين سؤالات اساسي قرار مي‌گيرند که آيا در جهت تداوم و رواج امنيت سياسي و رواني جامعه قدم بر مي‌دارند يا تحرکات و فعاليت‌هاي آنها در راستاي التهاب‌آفريني دشمن ارزيابي مي‌شود؟ آيا پيامدهاي منفي اين التهاب‌آفريني متوجه خود آنها نيز نمي‌شود؟ ‌آيا چنين افرادي که اقدامات آنها به اهداف دشمنان نظام مدد مي‌رساند در دايره خودي قرار مي‌گيرند يا غيرخودي؟ آيا خودي‌ها در جهت ايفاي نقش آرامش رواني جامعه که جزء وظايف حکومت است، مسئوليتي ندارند؟‌
|+| به قلم عبدالرضا داوری در پنجشنبه نهم آبان 1387  |
 
 
بالا
جنبش دعوت از احمدي نژاد